
شکرانه
مخموری، صبوحی و سماع وصل نخستین بخش این اثر، حکایت پیری دردمند و سالخورده سالک است که خمارآلوده در سپیدهدمان با رخوت و درد فراق از جای بر میخیزد. غم تنهایی و دوری در اندیشه او جان میگیرد و این رند عاشق را به گریستن و زاری وا میدارد. او علاج خویش در میصبحگاهی میجوید و برای گریز از اندیشه فراق، پیک صبوحی در میکشد. پس آنگاه سرمست، سماعی سنگین آغاز میکند.
سرانجام رهایی از بود را در پیوند با نماد دوست میبیند و به گلزار میرود. چونان زهره در رقص سرخوش و مست و دل از دستداده؛ جسم و جان به گلستان میزند. و آنگاه که خورشید از چکاد دور، سیاهی شب را میستود، خویشتن را بر تارک آسمان یافته، نغمهای قلندرانه به شکرانه ساز میکند.
اصفهان قدیم: مخموری، صبوحی، سماع وصل
چهارگاه قدیم: بداهه مقامی، دست افشان، بداهه مقامی، شكرانه
ماهور قدیم: بداهه مقامی، دست افشان
شور قدیم: بداهه مقامی، بی قراری
بازگشت به اصفهان: بداهه مقامی، سماع سرمستان
لیست قطعات
اصفهان قدیم: مخموری، صبوحی، سماع وصل
سید خلیل عالینژاد
چهارگاه قدیم: بداهه مقامی، دست افشان، بداهه مقامی، شكرانه
سید خلیل عالینژاد
ماهور قدیم: بداهه مقامی، دست افشان
سید خلیل عالینژاد
شور قدیم: بداهه مقامی، بی قراری
سید خلیل عالینژاد
بازگشت به اصفهان: بداهه مقامی، سماع سرمستان
سید خلیل عالینژاد