۱۱- مقام ئاغا یار داوو (سرور ما داوود)
گستره صوتی: می، فا، سل، لابمل، سی (و سیبمل)
نت متغیر: سی.
میزاننما در بخشهای ضربی: شش چهار.
کوک: هفت دستان یا بهرز (دو، دو، سل)
از مقامهای کلام است که همراه با آن دست میزنند. این مقام دارای ریتم دو ضربی است و به گفتهی حیدر کاکی «بیشتر در مراسم جم هنگام طواف پیشوایان یارسان (مخصوصا زیارتگاه داوود) اجرا میشود». همچنین حیدر کاکی اشاره میکند که «طاهر یارویسی، کاکا میرزا و سید قباد حسینی نیز معتقدند که این مقام توسط پیران ترکزبان یارسان در دوره پردیور سروده شده و به حضرت داوود اهدا شده است؛ چون در این مقام از کلمه ترکی «سَن» به معنای «تو» استفاده شده است». این مقام بیشتر در کوک به رز اجرا میشود و سربند آن بیت اول است:
ئاغا یار داوو
سهن سهن یار داوو
سرور ما، ای حضرت داوود، یار ما مسکینان تنها تو هستی
همانطور که پیشتر گفته شد، جم به معنای جمع شدن در یک محل توافقی برای برپایی آداب گردهماییهای آیین یارسان است که در آن، موسیقی و تنبورنوازی از ارکان اصلی میباشد. این محل می تواند در یک منزل مشخص یا منزل یکی از یاران و یا اینکه اطراف زیارتگاههای یارسان باشد. اتاق برگزاری مراسم آیینی یارسان نیز میبایست پاکیزه بوده و سربند (کلاه) و شال (برای بستن کمر) به تعداد افراد حاضر در جم آماده باشد. اشاره به داوود و جم در این مقام به این دلیل است که داوود، جم را نجات داد؛ یعنی قلب آیین یارسان را. بر اساس متن شعر، گویا جمها در دریای عالم و طوفانهای آن (جنگهای تاریخی علیه یارسان) به کشتیِ طوفانزدهای شبیه شدهاند که داوود آنها را نجات داد و درنهایت بر تمام دریاها (مخالفان) چیره کرد. توجه شود که داوود، نماد اسرافیل است و رستاخیز؛ یعنی داوود، رستاخیز مخالفان را برپا کرد. البته در کتاب «سرانجام» در صفحهی ۴۳۶ نیز آمده است که: «دو دریا است که میان خدا و بنده است. یکی دریای هلاک، دیگری دریای نجات و در دریای هلاک، پنج کشتی روان است: یکی حرص، دیگر ریا، دیگر اصرار بر معاصی، چهارم غفلت، پنجم قنوط (ناامیدی). در دریای نجات هم پنج کشتی روان است: یکی خوف، دیگر رجا، دیگر زهد، چهارم معرفت، پنجم توحید. شاید هم منظور از دریا و کشتی در متن این مقام، همین موارد باشد.
«بارگه بارگه» نیز به معنی بارگاه بارگاه است که متن مقام از آن میباشد و یکی از فصلهای کتاب «سرانجام» را تشکیل میدهد که در آن ذکر شده حلاج، مظهر داوود بوده است (حلاج، قرن سوم میزیسته است). بارگاه، واژهی دیگری از جامه یا دونهای هر انسان است (بارگاه به بارگاه شدن). البته سید قباد حسینی معتقد است که بارگه بارگه همان باریه باریه نیز بوده است. در این خصوص باید توجه شود که اشارات ملّی در بخش بارگه بارگه از تمام بخشهای دیگر کتاب «سرانجام» بیشتر است. مانند اینکه رستم، تجلی بنیامین و سیمرغ، تجلی خاتون رمزبار معرفی شده است. بنابر بارگه بارگه، یارسان آیین خود را به زردشت نسبت میدهند. همچنین زردشت، پیامبر خدا خوانده و ستوده شده است و اسطورهای دربارهی آغاز آفرینش جهان در آن آمده است که میتواند بازتابی از اساطیر خلقت نزد زردشتیان باشد. بخش ابتدایی این طرح نیز دارای مایههای قوی زروانی است و حکایت از صدور اهورمزدا و اهریمن از بطن زروان دارد. اشعار بارگه بارگه همه ۱۰ هجایی و دو مصراعی هستند (هر مصراع ۵ هجا). شعر هجایی از آثار و عناصر بازمانده از ایران باستان در میان اهل حق است.