۵۸- سهرتهرز (ابتدای تهرز)
گستره صوتی: لابمل، سیبمل، دو، ر (و ربمل)، می (و میبمل)، فا، سل، لا (و لابمل)، سیبمل، دو، ربمل.
نت متغیر: ر، می، لا.
لاوچها (گوشهها): آغاز مقام، آواز اول و فرود اول، آواز دوم، آواز سوم، زمزمه اول، آواز چهارم، زمزمه دوم، زمزمه سوم، پنجضربی مقام تهرز، فرود و پایان مقام.
میزاننما در بخشهای ضربی: پنج هشت.
کوک: پنج دستان یا تهرز (دو، دو، فا)
از مقامهای مجلسی است که به آن «تهرز» (شیوه) نیز گفته میشود. این مقام به عنوان قدیمیترین مقام تنبور در بین مردم یارسان شناخته میشود و اگر شاگردی، نوازندگی تنبور را آغاز کند، کلامخوان (استاد) در ابتدا این مقام را به او آموزش میدهد. این مقام نام یکی از گوشههای دستگاه همایون نیز میباشد و حتی در موسیقی ترکی و عربی نیز نام طرز وجود دارد. این مقام همواره در کوک تهزر نواخته میشود و نام خود را به این کوک داده است.
به گفتهی حیدر کاکی نیمپردههای کروماتیک در اجرای این مقام نقش اساسی دارند و اصل آواز تهرز بر روی این نیمپردههای کروماتیک (دو، ربمل، ر، می بمل) خوانده میشود. این مقام شباهت زیادی به آواز هوره دارد که اکثر صاحبنظران موسیقی این نوع آواز را جز آوازهای اولیه بشر میدانند و شاید با همان گام عجیب که فارابی در کتاب «موسیقی الکبیر» و در مورد تنبور بغدادی به آن اشاره دارد، ارتباط داشته باشد. قسمت سازی این مقام، هم بدون ریتم و هم به صورت موزون اجرا میشود که از نوعی ریتم پنج ضربی تبعیت میکند.
گسترهی صوتی این مقام بیش از یک اکتاو را در بر میگیرد و لاوچهای (گوشههای) مختلف این مقام به این ترتیب میباشند: ۱- آغاز مقام ۲- آواز اول و فرود اول ۳- آواز دوم ۴- آواز سوم ۵- زمزمه اول ۶- آواز چهارم ۷- زمزمه دوم ۸- زمزمه سوم ۹- پنجضربی مقام تهرز ۱۰- فرود و پایان مقام.
به روایت علی اکبر مرادی این مقام از مقامات کهن و اصلی تنبور است که لحن حماسی این مقام بسیار برجسته است. ایشان نیز تأکید میکنند که درگذشته، نوآموزان تنبور را با مقام سهرترز آغاز میکردند.
اما باید توجه شود که برای این مقام دو روایت وجود دارد:
۱- روایت اول: آن است چون فرشتگان، گل آدم بسرشتند و آدم را از گل مخصوصی (گلِ زرد به قول یارسان) ساختند، برای دمیدن روح به آن از مقام سهرترز استفاده کرده و روح را با این آهنگ به انسان خاکی دمیدند.
۲- روایت دوم: آن است که رستم، قهرمان اساطیری شاهنامه، در خوان چهارم از هفتخوان خود بر سرچشمهای، تنبوری را به درختی آویخته میبیند و آن را پایین میآورد و شروع به خواندن و نواختن میکند. گفته میشود این مقام همان آهنگی است که رستم در آن زمان نواخته است.
باتوجه به متن عارفانه مقام، روایت اول درستتر به نظر میرسد؛ چرا که مطابق شاهنامه، گفتار رستم در خوان چهارم عارفانه نیست. مگر آنکه ملودی، کهن باشد و یارسان بر روی آن شعرِ خود را الحاق کرده باشند. در این خصوص باید توجه شود که نوازندگان یارسان به مجلسی بودن مقام تأکید دارند و همین امر نشان میدهد که باور دارند ملودی این مقام کهنتر از زمان شکلگیری آیین یارسان در دورهی اسلامی است و شعر این مقام که از شیخ امیر میباشد، صرفاً بر ملودی الحاق شده است. نکتهی دیگر آن است که باید توجه شود اگر شعرِ «مقام غهریبی» بر روی این مقام آورده شود، دقیقاً آواز رستم در خوان چهارم را نمایندگی میکند و با روایت دوم کاملاً ملموس میشود؛ چرا که در شاهنامه، رستم هنگام نواختن تنبور به غریبی خود اشاره میکند.
در خصوص چوب آبنوس که متن مقام به آن اشاره میشود نیز باید گفت که چگالی این چوب به گونهای است که برخلاف عموم چوبها در آب فرو میرود و بافت آن آنقدر ظریف است که هنگام جلا، کاملاً صاف میشود؛ آنقدر که این چوب را به یک چوب زینتی و ارزشمند و گران قیمت تبدیل کرده است. همچنین در موسیقی نیز، چوب آبنوس بالاترین کیفیت را دارد. شاهنامه نیز روایت میکند که تخت خسروپرویز را از آبنوس ساخته بودند.