۰۶- مقام حه‌ق حه‌ق و هوو (او حق و حقیقت است)

کلام (حقانی)

گستره صوتی: ر، می، فا، سل، لا (و لابمل)، سی‌بمل.

نت متغیر: لا.

میزان‌نما در بخش‌های ضربی:  شش ‌چهار.

کوک: هفت دستان یا به‌رز (دو، دو، سل)

به گفته‌ی حیدر کاکی «از مقام‌های کلام است که در «مراسم جم» اجرا می‌شود و از مقامات موزونی‌ست که دارای وزن ۶ ضربی است و هسته‌ی اصلی این مقام را نیز نیم‌پرده‌های کروماتیک تشکیل می‌دهند». جم به معنای جمع شدن در یک محل توافقی برای برپایی آداب گردهمایی‌های آیین یارسان است که در آن، موسیقی و تنبورنوازی از ارکان اصلی می‌باشد. سربند این مقام نیز همان بیت اول است:

حه‌ق حه‌ق و هوهو هه‌ی ئاغای جافم

قونه‌ره‌ی سه‌ر تافان، یار بی گه‌زافم

سرور بزرگوار ما، ای یار راستین که به پاکی و زلالی بلندترین امواج خروشانی.

اشاره به عمادالدین نسیمی (شاعر قرن هشتم) در متن مقام نشان می‌دهد که اگرچه او داخل آیین نیست، اما شجاعت و مبارزه‌ی او علیه صوفی و زاهد و مفتی برای یارسان قابل احترام بوده است. منظور از ریاضت کشیدن نسیمی که در متن مقام آمده است نیز اشاره به سختی‌های او در راه مبارزه دارد و نحوه‌ی مرگ او که به دارش آویختند و پوست او را از تن کندند. البته در خصوص ارتباط نسیمی با اهل حق باید گفت که بر طبق یک روایت در خصوص فضل‌الله نعیمی استرآبادی که در قرن سوم پیشوای حروفیه بوده است، گفته می‌شود که او مدتی با اهل حق به سر برده است و در میان آنان به مقامی رسید که حتی برخی او را پیش‌تر از بابا سرهنگ، دارای یک دوره‌ی ظهور می‌دانند. نسیمی نیز اگرچه در قرن هشتم می‌زیست، اما از حروفیه بوده است و شاید برخی از اهالی یارسان، او را هم از اهالی حق بدانند و یا شاه فضل (‌فضل‌الله نعیمی استرآبادی) را در جامه‌ی او بدانند. 

علی اکبر مرادی شعر این مقام را منسوب به عابدین جاف متولد قرن هشتم می‌داند که در وصف پیر خود، سلطان صحاک سروده است. کتاب «سرانجام» یا همان «دفتر پردیوری» دارای شش بخش است که یک بخش آن به دوره‌ی عابدین بازمی‌گردد که شامل مناجات‌های عابدین جاف به زبان سورانی است. توجه شود که در متن کردی نیز به نام جاف اشاره شده است. فرزاد بازگیر نیز در خصوص عابدین جاف به روایتی مکتوب در دفاتر یارسان اشاره می‌کند: «عابدین که نام و آوازه سلطان صحاک را شنیده بود، روزی مشغول خواندن و کتابت بود که متوجه می‌شود تمامی صفحات به نام ایشان مزین شده است. با اینکه چند بار کتاب را باز و بسته می‌کند، اما همچنان صفحات به وضعیت اولیه باقی می‌ماند. بعد از این اتفاق، عابدین به خدمت سلطان صحاک می‌رسد و مرید ایشان می‌شود».