۰۵- مقام چووشون یار یا چُو وَه‌شَه‌ن یار (چه شیرین است که یار می‌آید)

کلام (حقانی)

گستره صوتی: ر، می، فا، سل، لا (و لابمل)، سی (و سی‌‌بمل).

نت متغیر: لا، سی.

میزان‌نما در بخش‌های ضربی: هفت‌ چهار، چها‌ر‌ چهار‌، شش ‌چهار.

کوک: هفت دستان یا به‌رز (دو، دو، سل)

از مقام‌های کلام (حقانی) است که مطابق نظر علی اکبر مرادی این مقام را در تولد سلطان صحاک نواخته و خوانده‌اند. نیم‌پرده‌های کروماتیک در این مقام نیز نقش مهمی دارند و هسته‌ی اصلی این مقام بر روی نت‌های «سل، لابمل و لا» می‌باشد. به گفته‌ی حیدر کاکی «این مقام از مقام‌های موزون است و در هر جمله آن ۱۷ ضرب وجود دارد» و دارای سربند ثابت است که همان بیت اول مقام است:

مه‌یو یار دیده‌گیانی چو وه‌شه‌ن یار

مزگان مزگانه‌ن خاوندکار مه‌یو

ای نور دیدگانم چه شیرین است که یار می‌آید

عزیزان مژده باد بر شما که خداوندگارمان تشریف‌فرما می‌شود.

در خصوص بابا سرهنگ که شعر این مقام از دفتر او می‌باشد، در این حد می‌توان گفت که ایشان در قرن چهارم می‌زیست و یکی از مقام‌های ظهور را در تاریخ یارسان دارد (پس از بهلول و پیش از شاه‌خوشین). در خصوص چیستی «ظهور در آیین یارسان» باید گفت که اهالی یارسان معتقد هستند که قبل از سلطان صحاک،  چهار دوره‌ی معروف از منظر ظهور (تجلی معنوی) وجود داشته است؛ البته که این‌ افراد فقط از مطرح‌ترین‌ها هستند و اهالی یارسان، تعداد این افراد را بیشتر می‌دانند:

۱- دوره‌ی بهلول در لرستان (مرگ در  219) که کلیه‌ی کلام او و یارانش در دفتری به نام دوره بهلول نوشته شده است.

۲- دوره‌ی بابا سرهنگ دَودانی (متولد ۳۲۴) که کلیه کلام او و یارانش در دفتری به نام دوره بابا سرهنگ محفوظ است.

۳- دوره‌ی شاه‌خوشین لرستانی (متولد ۴۰۶) که کلیه کلام او و یارانش در دفتری به نام دوره شاه‌خوشین محفوظ است.

۴- دوره‌ی بابانائووس جاف (متولد ۴۷۷) که مانند بهلول به شیوه‌ی دیوانگان می‌زیست و کلیه کلام او و یارانش در دفتری به نام دوره‌ی بابانائووس محفوظ است.

اما پنجمین دوره و کامل‌ترین دوره‌ی ظهور مربوط به سلطان صحاک بوده است. البته باید توجه شود که در هر دوره، فرشتگانی چون جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل و حور‌العین در افرادی ظهور داشته‌اند و ظهور معنوی افراد در نمادهای عقیدتی، فقط مختص به یاران سلطان صحاک نبوده است. یعنی از بهلول تا بابانائووس، همگی مانند سلطان صحاک «هفت‌تن» داشته‌اند که هر کدام نمادی از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل و حور‌العین و دو رهبر معنوی دیگر بوده‌اند. در ترتیب ظهورها، باید به تاریخ زیست افراد دقت کرد؛ چرا که ترتیب‌های متفاوت‌تری نیز ذکر شده است. اما نکته‌ای بسیار قابل توجه در خصوص شاه‌خوشین این مطلب می‌باشد که به روایتی، گفته می‌شود بهلول، تنبور را از آن تمام ایرانیان می‌دانست و از زمان شاه‌خوشین و به فرمان او بود که تنبور، به سازی درون‌آیینی برای یارسان تبدیل شد و مسیر مذهبی این ساز پایه‌گذاری شد. فرزاد بازگیر به جز مقام‌های شاه‌خوشینی، مقام‌های «هاها ۱ و ۲»، «ده سی وِت وِلا»، «هَی ده یار دیار» و «یاران وه باطن» را نیز مربوط به دوره‌ی شاه‌خوشین می‌داند.